تبليغاتX
تفکرات یک ذهن خراب

تفکرات یک ذهن خراب

کپی برداری فقط بدون ذکر منبع مجاز می باشد





ما رفتیم ...

دیگه ما هم داریم میریم ...

گریه هم نکنید ! اونی هم که ما رو هک کرده بود زور بیخود زده بود ...

اما ...

ما نامردیم اگر دست از کار شریف وبلاگ نویسی برداریم ! ما رفتیم چون بعضی قوانین تصویب شدند !

ما رفتیم چون حال میده !

ما رفتیم چون سایت بیشتر از وبلاگ حال میده ...

آدرس جدیدمون هم اینه :

تفکرات یک ذهن خراب جدید ...

یکشنبه هشتم شهریور 1388 توسط یک نفر خراب |

حالا دست ، دست !

خدایا شکرت ! هیچ وقت فکرش رو نمی کردم که یه روز این قدر مهم بشم که هکم کنن! دســـــــت ، دست ! والا ! به همین مناسبت جشن می گیریم ! چه جوری ! هااااا ! می خوایم یه کاری کنیم که هممون با هم حال کنیم ! (گرچه لازم به ذکر است که حال اصلی رو خودمون می بریم موقعی که یک مهر خ... رو کشیدیم رو سرش ! ) ها ، داشتم می گفتم ! شماره تلفن ، ادرس خونه ، نام ، نام خانوادگیشو می دیم زنگ بزنین خونشون فوت کنین ! به جان خودم یک حالی میده !

جمعه ششم شهریور 1388 توسط یک نفر خراب |

بیانیه شماره 2 بنده در حمایت از بعضیا ...

دوباره یک مدتی نبودیم اپ کنیم طرف تا میتونست سوژه خنده داد در !

در ابتدای امر لازم به ذکر بنده یک متنی راجع به یکی از سخنان بعضیا نوشتم ولی دچار خود سانسوری شدم نزدم تو وبلاگ !

{ دوستان بخش جدیدی که می خوایم باز کنیم ، بخش لغت نامه است ، اگر دیدیم کلمه ای مشکل داره توی این بخش اون رو توضیح می دیم بین همین علامت ها }

از اونجایی که بعضیا یک مقداری هی همه اش خرابکاری می کنن ممکن است شما فکر کنید که ما از ان ها دورمی شویم ، ولی باید بگوییم ما سیریش تر از این حرف هاییم ، در نتیجه بیانیه می دهیم به سبک فاطی { فاطی : اخ ! ( مخففه اسم خاصه ! مگرنه می نوشتم اه ! ) مخفف نام فاطمه رجبی ، مرد برگزیده سیاست ایران در سال های 84 و 88 ، نویسنده کتاب بعضیا معجزه هزاره سوم ، شوهر غیرت مند غلامحسین الهام ، موجودی که حالش از ریخت تمام بانوان کشور به هم می خورد و آن ها را عامل فساد می داند ، یکی از افرادی که روز ها در خیابان پاستور خط می زنه ! }

بیانیه شماره 2 بنده در حمایت از بعضیا :

محمود ! ای تو قشنگ ترین پدیده هستی ! ای زیبا ! ای جادار ! ای مطمئن ! شنیده ام که تو گفته ای کامران هلو ! تو ... کردی ! تو ... کردی ! تو ... خـ ... ! (ببینید چی بود که فعلشم سانسوری بود ! ) تو مگه خودت برادر و پدر نداری که به پسر مردم میگی "هلو ، می خوام بخورمت " ؟ بعدشم تو مگه آدم خواری ؟ من از همین جا بهت اخطار می دم اگر بخوای کس دیگه ای رو بخوری ، می خورمت !

محمود ! ای که دولتت به اضافه نمک ، تقسیم به هر لحظه به توان مزمز می شود با هم بودن !! تو چرا وزیر زن انتخاب کردی ؟ اصلا تو مگه حرف جناب آقای فاطمه رجبی رو نشنیدی که گفتن ریشه تمام فساد ها زنان هستند ؟! بعدشم ، لابد دو روز دیگه می خوای بیای بگی خانم بعضیا مثل هلون ادم دلش می خواد بخورتشون ؟!

محمودا ! دلبرا ! خوشگلا ! گلابی ! نارگیل ! خیار ! کیوی ! هندونه ! خر بزه ! آدم دلش می خواد بخورتت ! ( البته من به شخصه ترجیح می دم خورده بشم تا تو رو بخورم ! ) تو چقدر باهوشی ! چقدر اگاهی ! فهمیده ! تو یک فرزانه به تمام معنایی ! آووکادو ، گوجه فرنگی ، چطور تو فهمیدی که 50 درصد از جمعیت کشور بانوان هستند و ما نفهمیدیم ، حقا که تو ادم نیستی ! حداقل شبیه بقیه ادما نیستی !

راستی ! تا یادم نرفته به ستاد های تبلیغاتیت بگو " اللهم کن لولیک الفرج" درسته نه " اللهم کل لولیک الفرج " تا این همه پشت ماشین ها اینو ننویسن ، خودمون به درک یه عرب میاد از خنده خفه میشه !

والسلام علیکم

جمعه ششم شهریور 1388 توسط یک نفر خراب |

بلاگينفو !

ما قصد داريم كه پس از چندين پست پر محتوايي كه داديم ، يك پست را هم به خود وبلاگ اختصاص دهيم و آخرين اخبار ، رويداد ها و ... را در اختيار شما قرار دهيم .

در ابتدا بايد بگوييم واژه "بلاگينفو" كاملا ثبت شده است و متصل شده واژه هاي بلاگ و اينفو است كه هست .

1.توضيحاتي چند در مورد تغييرات در شكل وبلاگ :

خوشمان آمد ، حالي به حولي شديم ، حال كرديم عوض كنيم تا حداقل يك نفر از عكس ها لذت ببرد ( من از اون گاو خيلي خوشم مياد !‌)

2.توضيحاتي چند در مورد اختلالات چند روزه وبلاگ :

تكذيب مي كنم ! به شدت ! بنده هر گونه خبري كه از اختلالات اين وبلاگ روي پايگاه هاي خبري امد را به شدت تكذيب مي كنم ! از ته وجودم تكذيب مي كنم ! اصلا مي دانيد شبكه هايي مانند BBC , FRANCE-24 , VOA , SKYNEWS , FOXNEWS و ... كه اين خبر را پخش كردند اين كار را به خاطر حمايت بنده از محمود انجام داده اند و بس .

3.توضيحاتي چند در مورد چند نظر :

نظر اول : (این مطلب جاش اینجا نبیده.لطفا همین رو کپی پیست کنین تو دفتر سوتی!!!!!! )

نخير ! اين مطلب اصلا هم سوتي نبود ، بلكه تمام اتفاقات در كمال اگاهي ، اوج هوشياري و خلاصه جيگر انجام شده بود و هيچ ارزش ديگري ندارد ، اوني كه بايد تو دفتر سوتي بنويسيد نظر بعدي هست كه مي نويسم .

نظر دوم : (اینکه خوبه برادر، اینجانب یکبار با کرم صورت مسواک زدم. خداییش تیوبش مثل خمیر دندان بود! )

اين رو بايد تو دفتر سوتي بنويسيد ، ولي خداييش مزه شون با هم فرق مي كرد يا نه ؟ راستشو بخواين هميشه دوست داشتم يه خوردشو بخورم !

4.توضيحاتي چند در مورد دفتر سوتي ، يكي از نويسنده هاي دفتر سوتي و يكي از خواننده هاي اين وبلاگ ( دوستان زبان فارسي ، مثني نداره ، مگرنه مي نوشتم خوانندتين ! (اون يكيشم خودمم ! ))

دفتر سوتي يك وبلاگي هست كه بوده ، يك مدتي بود كه وبلاگشان نظرات و بازديدش خيلي شده بود و ديديم  كه خوانندمون نمياد اينجا و فعلا گير انجا است تحقيق كرديم ديديم رفته اند براي وبلاگشان يك محمد تقي پيدا كرده اند ( البته نه دقيقا براي خودشان و وبلاگشان ! ) و ما فهميديم كه رمز موفقيت محمد تقيست ! در نتيجه ما نيز يك مدتي است داريم براي وبلاگمان دنبال يك محمد تقي مي گرديم ( البته اينم نه دقيقا براي خودمان و وبلاگمان ، اوني كه بايد براي خودمان پيدا كنيم مسلما اسمش محمد تقي نيست ! )

دوستان متن شماره 4 به صورت رمزي شده است ، اينكه گفتيم رمز نه اينكه بتوانيد با چپ كردن چشمتان يا سر و ته كردن مانيتور يا از ته به سر خواندن بفهميد چه خبر است !‌جريان مفهومي است !

سه شنبه ششم مرداد 1388 توسط یک نفر خراب |

چه مي شود اگر يك روز خمير دندان نداشته باشيد !

ما مي خواهيم در اين مطلب بخشي از تجربيات خودمان را كه از قضا همه ان ها در روز 31 تير ماه اتفاق افتاد را به شما منتقل كنيم .

ما خمير دندان نداريم ، در نتيجه موجي از پيشنهاد هاي نه چندان عاقلانه به سمتمان روانه مي شود تا كمي كيفور شويم و حال كنيم كه ما چقدر باحاليم .

براي مثال يكي مي گويد :

با شامپو مسواك بزن !

واي ! وحشتناكه ! فكرشو بكنيد فرداش مي ريد تو خيابون يكي بهتون مي گه " به ! به ! دهنتون چقدر بوي شامپو ضد شوره نيوه آ ميده ! " يا اينكه اگر يك مقدار سفيهانه تر به ماجرا نگاه كنيم مي توانيم ، مي توانيم با استفاده از شامپو هاي حالت دهنده ، دندان هاي خودمان را سيخ كنيم ! و يا ببافيم ! و يا بدتر از ان ، دندان هاي خودمان را بيگودي بپيچيم !

مسواكتو بگير دستت برو از همسايه خمير دندون بگير !

تصورشو بكنيد ! من با يك من سيبيل برم جلو خونه همسايمون بگم "سلام آقاهه ! يه نخود خمير دندون مي مالي رو مسواك من ؟ " و اين صحنه يك ننگ تاريخي است !

با سفيد كننده مسواك بزنيم !

اين پيشنهاد كه اتفاقا مال خودم بود بهترين پيشنهاد بود ، چون نه تنها دندون هامون رو سفيد مي كرد ، خودمون رو هم بعد از يك مدتي سفيد پوش مي كرد كه مايه بسي مسرت ( يا مسرط يا مصرت يا مصرط يا مثرت يا مثرط ) بود !

و در آخر ما تسليم اين پيشنهادات نشديم و كار خودمان را با اعمال نا شايستي همچون فشار دادن تيوب تمام شده خمير دندان ، ماچ كردن تيوب تمام شده خمير دندان و التماس كردن به تيوب تمام شده خمير دندان راه انداختيم و با حدود دو و نيم عدس خمير ( برابر است با حدودا يك نخود ) راه انداختيم .

اماااااااااااا ...

يك چند دقيقه پس از مسواك زدنمان ديديم يك نفر دارد مسواك مي زند ! با خودمان گفتيم " زرشك ! ما اين همه زور زديم اين كيه داره مسواك مي زنه ! "

رفتيم و تا جايي كه ما ديديم يك ماشين لباسشويي بود كه يك مسواك در دهانش است و از چهار طرفش هم دارد كف مي زند بيرون ! داشتيم از خنده مي تركيديم كه ان يك نفر پيروزمندانه امد بيرون و ما كه بسيار كنجكاو شده بوديم كه او باچه چيزي مسواك زده مبادرت به بو كردن دهانش كرديم و تا جايي كه ما فهميديم فقط بوي شربت سيب گلرنگ (!) بود كه مي امد ولي هر چي فكر كرديم ديديم ما كه شربت سيب نداشتيم ! اصلا مگه گلرنگ شربت مي زنه ؟ گلرنگ ؟! واااي ! گلرنگ !

وحشتناك بود ! ان يك نفر در نهايت اقتدار لطف كرده بود و با يك مايعي كه من بهش مي گويم مايع دستشويي ( و از قضا ان يك نفر بهش مي گويد خمير دندان ! ) مسواك زده بود !

خداوند از اين شب ها نثار شما هم بكند تا از استعداد هاي نهفته خانودتان در تبديل مواد با خبر شويد !

پنجشنبه یکم مرداد 1388 توسط یک نفر خراب |

ما روزانه بین -5 تا -20 بازدید کننده داشتیم !!!

ما قصد داریم تا جواب دندان شکنی به افرادی بدهیم که فکر می کنند طرفدارانشان خیلی است .

در نمودار زیر ما آمار بازدید های خود را قرار داده ایم ، باید توجه داشت که ستون افقی روند زمان و ستون عمودی تعداد بازدید کننده ها را نشان می دهد .

مشاهده می کنید که بازدید ما تا قبل از استفاده از واژه زشت ، بی معنی و بی تربیتی "سبز" بازدید های متعادل و خوبی داشتیم ، اما پس از استفاده از این واژه غربی ، آمار بسیار وخیم شده و حتی منفی شده است ! یعنی ما روزانه بین -5 تا -20 بازدید کننده داشتیم ، یعنی نه تنها کسی به اینجا نمی امده ، بلکه یک تعدادی هم می رفتند ! (حالا ! وااای ! واای ! نیومده برمیگشتی !!! )

اما این وضع ما خیلی سریع ، پس از تغییر موضع ما و اعلام حمایتمان از رئیس جمهور مکتبی مان تغییر کرد به طوری که آمارمان به حدود 30 الی 40 میلیون در روز افزایش پیدا کرد که مایه بسی خوشحالیست .(دقت کنید که در یک روز امار ما ۴۰ میلیون بود ف یعنی علاوه بر ۲۴ میلیون احمدی نژادی ۱۶ میلیون از ۱۴ میلیون ذای دهنده به اقای موسوی هم از اینجا بازدید کردند که نشان دهنده اقبا ۱۲۰ درصدی حامین موسوی به احمدی داره !!! ) (چطور میشه ۱۲۰ درصد از مردم رای بدن ، نمیشه ۱۲۰ درصد از حامیان نظرشون عوض بشه ؟! ) (این جمله رو نوشتم تا مبهم توجیه بشه که برداشتش بدم نیست )

اگر هم فکر می کنید بنده دروغ می گویم ، حاضرم با استدلال ثابت کنم که دروغ گو نیستم ( از همون مدلی که ا.ن. اثبات کرد دروغ گو نیست و ما در پست قبل ثابت کردیم سست عنصر نیستیم ! )

به هر حال این آمار ها استخراج شده از مرکز آمار ایران هستند و صحت ان ها نیز بی شک مورد تایید است .

التمام

شنبه بیست و هفتم تیر 1388 توسط یک نفر خراب |

بیانیه شماره 1 بنده در حمایت از احمدی نژاد

ما طی چند هفته اخیر پس از گوش فرا دادن به رسانه ی عزیز تر از جانمان ، ملی مان ، جیگرمان ، مطعلق به ضرغامی مان ، حامی دولتمان ، دوست مردم مان و غیره مان ، فهمیدیم که چقدر گمراه بودیم و تصمیم گرفتیم که از این پس حامی و پشتیبان احمدی نژاد چیزمان باشیم ! در نتیجه همین الآن از خودمان یک بیانیه صادر می کنیم و از همه مردم می خواهیم تا با پخش کردن ان به همه اطلاع دهند و کشور را از این اوضاع محمود تو محمود نجات بدن ! (حال می کنین چقدر مهمم !؟ )

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج ، و العافیه و ال ... ( خدا وکیلی خیلی نوشتنش سخته ها ! )

مردم همیشه فعال و صحنه ساز ایران ( این صحنه ها از اون هایین که علی میبینه ! ) در چند روز گذشته شاهد اغتشاش افرینی افرادی بودیم که خیلی چیز بودند و توصیفشان سراسر بی ادبیست پس نمی نویسیم !

بنده از همین جا (دقیقا همین جایی که الآن نشستم ) حمایت خود را از جناب اقای ا.ن. (دوستان به اطلاعتون برسونم ا.ن. مختصر احمدی نژاده ، یعنی به عبارتی چکیدشه ، یعنی اگر احمدی نژاد رو فشار بدی تا آبش خالی بشه اخرش ا.ن. میمونه !)(بنده هیچ گونه مسئولیتی در قبال تلفظ کسره بعد از "م" اول واژه "میمونه" ندارم .) اعلام میکنم و می گویم که تا وقتی که رگ در خون های من جریان داره (!) از ایشون نهایت پشتیبانی را به عمل می آورم . در ضمن من از همین جا به ایشان اطمینان می دهم که بنده تمام " مرگ بر د*ی*ک*ت*ا*ت*و*ر" های روی در و دیوار را خط زدم تا دیگر اینقدر به شما نفرین مرگ نکنند !

در ضمن این بیانیه از جناب اقای ضرغامی رییس با شهامت ، شجاعت ، نجابت ، لیاقت (و کلا هر چیزی که بر وزن فعالت باشه !(اه چقدر اتاق من کثیفه و ... !)) در خواست می کنم تا از این اسطوره تاریخی یک فیلم بسازند و در ان به هدف والای ایشان که همانا و همانا به چیز کشیدن ایران است اشاره کنند ، نامش را هم بگذارند "واقعیت گوگوری " !

من هم اکنون می دانم که بسیاری از شما خس و خاشاک ها دارید بر من نفرین می کنید که چرا من اینقدر سست عنصر هستم و به این آسانی نظر خود را عوض کردم اما خودتان قضاوت کنید ، سست عنصر ترسو است ، ترسو بچه است ، بچه راستگو است ، راستگو احمدی نژاد است ، احمدی نژاد رییس جمهور است ، رییس جمهور مسئول است ، مسئول پولدار است ، پولدار دزد است ، دزد سابقه دار است ، سابقه دار زندان دیده است ، زندان دیده خلاف کار است ، خلاف کار بی دین است ، بی دین اوباماست ، اوباما امریکایی است ، امریکایی حامی اسراییل است ، حامی اسراییل فاسد است ، فاسد جاهل است ، جاهل خر است ، خر بی سواد است و بی سواد وبلاگ ندارد ، اما می بینید که من وبلاگ دارم پس بروید یک فکری به حال خودتان بکنید که از این استدلال ها هم بلد نیستید !

والسلام ( البته قبلش باید گفت "دوست دارم عاشقتم" !)

 

شنبه بیست و هفتم تیر 1388 توسط یک نفر خراب |

اینجا BBC است !

چند نکته در مورد وبلاگمان :

1. چندی پیش فردی در تصویر یاب گوگل یک جمله ای تو مایه های "منبعمون سوراخه" سرچ کرده بود و وارد این وبلاگ شده بود !

2.چندی پیشتر تر یک نفر با جستجوی واژه "بد بو " وارد این وبلاگ شده بود !

3.یک بخت برگشته ای هم واژه "معجزات ذهن" رو جستجو کرده بود و تصور کنید وقتی با این چرت و پرت ها روبرو شده چه حسی بهش دست داده ...

و اما مهمترین نکته که بازدید ما را نجومی خواهد کرد :

اگر توجه کنید مختصر ادرس وبلاگ ما (Boogh.Blogfa.Com) می شود BBC ! در نتیجه ما داریم به این فکر می کنیم که نکند که عامل بیگانه باشیم و خودمان ندانیم ، اما به هر حال اینجا BBC است ! 

پنجشنبه هجدهم تیر 1388 توسط یک نفر خراب |

روزی دوباره ســــــبز خواهیم شد

گرگ ها خوب بدانــــند در این ایل غریب      گر پدر مرد ، تفنگ پدری هست هنوز

گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند     توی گهواره چوبی پسری هست هنوز

آب اگر نیست نترسیم که در قافله مان     دل دریایی و چشمان تری هست هنوز


روزی دوباره ســــــبز خواهیم شد ...

جمعه بیست و نهم خرداد 1388 توسط یک نفر خراب |

تفسیر کنید !

خوب ! همه دیدید که ما هدرمان را عوض کردیم ! از تمامی بازدید کنندگان می خواهیم که این تصویر را برای ما تفسیر کنند !

چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 توسط یک نفر خراب |



این یک وبلاگ کاملا شخصی (!) مزخرف و بیخوده پس سعی نکنید توش مطالب مهمی رو پیدا کنید در ضمن اگر هم یه موقع حالی به حولی (یا هولی !) شدید خواستید از این مطالب بوووووووق
در وبلاگتون استفاده به هیچ وجه نام منبعتون رو ننویسید ! تو همین وبلاگ ابرومون به اندازه کافی میره.لازم به ذکره استفاده از مطالب این وبلاگ فقط برای وبلاگ هایی که زیر (توجه کنین زیر) دو بازدید کننده در روز دارن مجازه.
از همین جا ازتون در خواست می کنم که با نظراتتون این وبلاگ مزخرف رو مزخرف تر کنید !

دامنه ی .com رایگان

RSS 2.0

PageRank